سخنان بزرگان و بزرگترین روانشناسان ، جامعه شناسان و دانشمندان درباره موفقیت

جنگاور و سلحشور کیست؟
[info]amirhamedani
 
 

جنگاور و سلحشور کیست؟
منظور از این واژه های چیست؟
فکر می کنم بهترین تعبیری که تا کنون از این واژه ها شده است سخنان و آموزه های (( ارد بزرگ )) است .
او از درون و بطن جنگاور و سلحشور زایشی دوباره را نوید می دهد که می آید برای درمان دردها و نقصها...
شاید در ابتدا تصور شود جنگاور حاصل رستاخیز و انقلاب باشد اما در بطن آن آرامش و التیام متجلی است
با هم قسمتی از تعبیرهای ایشان را در این ارتباط مرور می کنیم :

    جنگاور دارای ریشه و بنی پاک است .
    جنگاور تنها یک راه می شناسد و آن راه بی پیچ و خم به سوی هدف کشیده شده است .
    جنگاور به هیچ چیز جز هدف نمی اندیشد .
    جنگاور بدنبال خواب و آسایش نیست ، هدف ! چشم و اندیشه او را پر کرده است .
    جنگاور پیش از آنکه در راه پای نهد اندیشه اش بسیار بزرگ و فربه گشته و آنگاه که اینگونه شد همواره شمشیرش در دست است نه در نیام .
    جنگاور به پشت سر و دو سوی راه نمی نگرد و درنگ هم نمی کند .
    جنگاور ، از روزی سلحشور است که به شناخت رسیده و هدف را یافته باشد در این روز دیگر برای رسیدن به هدف از همه چیز خود خواهد گذشت .
    جنگاور را هیچ چیز نمی تواند فریب دهد چون او تنها به برج انتهای راه چشم دوخته و هر که در میانه او و هدفش باشد را خواه ناخواه از پای در خواهد آورد .
    جنگاور چون هدف را می شناسد به نگهبانان و دزدان بین راه یک دم هم میدان نمی دهد .
    جنگاور در همه حال بسوی هدف پیش می رود ، چه در خواب و چه در بیداری ، فکر هدف ! یک آن از اندیشه اش دور نمی شود .
    جنگاور هیچ کس را زخمی نمی کند ضربات او باید سریع ، پیاپی و کشنده باشد او نباید مار زخمی در بین راه برجای گذارد چون پشت سر او نگهبانی نیست
    جنگاور را ، نه دُر شاهوار گول می زند و نه آدمی زیبا که با کرشمه او را به سوی آغوش خویش فرا می خواند .
    جنگاور جز جان خویش ، چیزی برای از دست دادن ندارد آن را هم پیشتر فراموش کرده است .
    جنگاور نه در پی رویاست ، هر چه می کند به هدف گره خورده است .
    جنگاور جوانی خویش را برای بدست آوردن هدف از دست خواهد داد این یک فرایند بی بازگشت است .
    جنگاور یکتاست ، شاید برای دگرگونی تاریخ همین یک تن کفایت کند .
    جنگاور ژاله ای چکیده از درد است و برای درمان می آید .
    جنگاور رجز خوانی نمی داند ... او هدف را می شناسد همین .
    جنگاور ، شمشیرش هیچ گاه دیده نمی شود شمشیر او نه دیدنی است و نه رویایی...شمشیر او با برج و باروهای شهر پیش رو هماهنگ است .
    جنگاور آغاز زندگی این جهانی اش را با آخرین چکاچاک شمشیرش جشن می گیرد .
    جنگاور چون از خود گذشته است این فراخی را یافته که بی نهایت بدست آورد .
    جنگاور نه تند می دود و نه آهسته ، گامهایی استوار او پیشاپیش زمان رسیدن به هدف را می دانند ، هر گام در پس خود اندیشه و هدفی را دنبال می کند .
    جنگاور ، آنکه از جاده می گریزد را دنبال نمی کند و آنکه بیرون از جاده رجز می خواند را نمی بیند نگاه او تنها به برج پیش روست .
جنگاور هنگامی که از دیوارهای شهر گذشت به هیچ سوراخی سرک نمی کشد او تنها به سوی بلند ترین ساختمان می رود و خود را به بلند ترین جای آن خواهد رساند او باید زایش خویش را از آنجا آغاز کند .
    جنگاور آخرین ضربه شمشیرش در بلند ترین جای شهر دور ، زایشی نو را نوید خواهد داد.

این بیست و پنج درس (( ارد بزرگ )) می تواند برای هر انسان متکی به نفسی یک راهکار مناسب باشد برای طی مسیر....
باید دید چه مقبول خواهد افتاد و رهگشا...


 

پرویز عبادی

کارشناس علوم اجتماعی

 


 


سخنانی از اُرد بزرگ
[info]amirhamedani

برای دانلود و دریافت کتاب نفیس آرمان نامه که در بر گیرنده اندیشه های ارد بزرگ است اینجا کلیک کنید

برای دانلود کتاب به این آدرس مراجعه کنید :  http://persiandrive.net/630635

فرمت : PDF

حجم : 360 کیلوبایت

تعداد فصل ها : 113 فرگرد

تعداد جملات : 745 فرمان

تعداد صفحات : 141 برگ



 

آرمان نامه

پرخواننده ترین کتاب حال حاضر را آقای کیومرث مدیر محترم وب سایت (کتاب الکترونیکی موبایل) برای استفاده در موبایل آماده نموده اند

برای دانلود کتاب آرمان نامه اینجا کلیک کنید



سخنانی از فردریش نیچه
[info]amirhamedani

 فردریش نیچه : زندگی بدون موسیقی اشتباه است.


 فردریش نیچه : باید از دگم گرایی ها در اندیشه فلسفی دوری کرد.


 فردریش نیچه :  برای بشر بنیادی تر از بررسی حقیقت جستجوی ارزش آن بوده است و متافیزیسین ها همگی به دنبال ارزش گذاری مفاهیم متضاد بوده اند.


 فردریش نیچه :  کسانی که به شهود دلایل منطقی را متصل می کنند راه به خطا رفته اند.


 فردریش نیچه :  بشر به دلیل خواست " قدرت " به دنبال شناخت است نه به دلیل تشنگی عقل ناب.


 فردریش نیچه :  نمی توان از همساز با طبیعت بودن یک اصل اخلاقی برای خود ساخت. زیرا  طبیعت  بی رحم  است و  اگر آدمی بخواهد مطابق با طبیعت زندگی کند باید بی رحم باشد .


 فردریش نیچه :  فیلسوفی که درصدد آفرینش جهان بنابر تصور خویش است می خواهد همه به فلسفه اش ایمان بیاورند و این همان روا داشتن استبداد بر دیگران است.


 فردریش نیچه :  غرور و فریب رواقیون دلیل علاقه آنها به اخلاق و آمیختن آن با طبیعت است. زیرا تفکر رواقی درواقع نوعی استبداد راندن بر خویشتن است و چون فرد جزئی از طبیعت است پس طبیعت نیز استبداد را بر او حاکم می کند.


 فردریش نیچه :  فلسفه همان خواست قدرت است همان خواست علت نخستین.


 فردریش نیچه :  باید بر فریب حواس خود پیروز شویم


 فردریش نیچه :  علم جهان را توضیح نمی دهد بلکه تفسیر می کند و در واقع معنایی برای وجود نباید در نظر گرفت.


 فردریش نیچه :  اراده یک احساس نیست بلکه شامل احساس های متعدد است و نمی توان آن را از اندیشه جدا کرد. در عین حال اراده یک شور است و کسی که اراده می کند به اشتباه اراده را با عمل یکی در نظر می گیرد.


 فردریش نیچه :  قدرت خواهی بشر و نه میل به شناخت اولین عامل برای گرایش او به فلسفه بوده است.


 فردریش نیچه :  بشر برای فرار از خدا طبیعت را عامل همه چیز می داند و  قانونی در طبیعت در کار نیست بلکه پدیده های طبیعی به دلیل قدرت به وجود می آیند.


 فردریش نیچه :  بشر را مشتاق زندگی ساده و همراه با ریاکاری اخلاق گرایانه می  بینم.


 فردریش نیچه :  از فلاسفه می خواهم که به دنبال حقیقت نروند چون حقیقت نیاز به پشتیبان ندارد.


 فردریش نیچه :  پیشداوری درباره اخلاق به این معناست که نیت اعمال را منشاء آنها می دانیم.


 فردریش نیچه :  ذهن و  ادنیشه  مسئول به خطا افتادن بشر است.


 فردریش نیچه :  فیلسوف باید از ایمان به زبان فراتر رود زیرا مفاهیم در چارچوب زبان اسیر می شوند و نمی توان آنها را کاملا با زبان توضیح داد.


 فردریش نیچه :  خیر نباید همگانی باشد وگرنه دیگر خیر نیست زیرا چیزهای همگانی ارزشی ندارند.


 فردریش نیچه :  آنچه آدمی را والا می کند مدت احساس های والا در اوست نه شدت آن احساس ها.


 فردریش نیچه :  کسی که جنگجوست باید همواره در حال جنگ باشد چون زمان صلح با خودش درگیر خواهد شد!.


 فردریش نیچه :  مردان بزرگ فقط آرمان های خود را نمایش داده اند.


 فردریش نیچه :  خطر خوشبختی در این است که آدمی در هنگام خوشبختی هر سرنوشتی را می پذیرد و هرکسی را نیز.


 فردریش نیچه :  هیچ پدیده ای اخلاقی نیست بلکه ما آن را اخلاقی تفسیر می کنیم.


 فردریش نیچه :  کسی که بخواهد به سمت معرفت برود از خدا فاصله می گیرد.


 فردریش نیچه :  استعداد آدمی را می پوشاند و وقتی استعدادش کاهش یافت آنچه هست نمایان می شود.


 فردریش نیچه :  کسی که آرمان نداشته باشد کمتر لاابالی ست تا کسی که راه رسیدن به آرمانش را نمی داند.


 فردریش نیچه :  آدمی به خاطر نیاز به مراقبت و کمک دیگران با آنها ارتباط برقرارمی کند.


 فردریش نیچه :  نسبت به فرد پایین تر از خود نفرت نداریم بلکه نسبت به فرد برابر با خود یا بهتر از خود.


 فردریش نیچه :  حقیقت مانند دریا است که چون نمک  آب دریا زیاد است تشنگی را رفع نمی کند. اگر حقیقت آدمی تحریف شود مثل آب شور دریا خواهد بود که تشنگی اش را رفع نخواهد کرد.


 فردریش نیچه :  انسان نمی تواند از غرایز خود فرار کند ، وقتی از خطر جانی دور شود دوباره به غرایزش برمی گردد.


 فردریش نیچه :  کسی که دلش را به بند بکشد جانش را آزاد کرده است.


 فردریش نیچه :  هر اخلاق و دستور اخلاقی طبیعت بردگی و حماقت را پرورش می دهد زیرا روح را با انضباط تحمیلی خود خفه و نابود می کند.


 فردریش نیچه :  یک دانشمند حتی برای عشق زمینی هم وقت ندارد! او نه رهبر است نه فرمانبردار. او کمال بخش نیست. سرآغاز  هم نیست. او فردی بی خویشتن است.


 فردریش نیچه :  کسانی که مردم از آنها  به صاحبان اخلاق یاد می کنند اگر ما اشتباهشان را ببینیم از ما به بدی یاد خواهند کرد حتی اگر دوست ما باشند.


 فردریش نیچه :  همه به چیزی دلبستگی دارند و افراد والاتر به چیزهای والاتر اما افراد فرومایه فکر می کنند که افراد والاتر به چیزی دلبستگی ندارند و  ظاهربینی افراد فرومایه از سطحی نگری و ریاکاری آنهاست و برپایه هیچ شناخت اخلاقی نیست.


 فردریش نیچه :  حرف کسانی که می گویند عشق بری از خودخواهی ست  خنده دار است زیرا  همه چیز طبق

خواست قدرت ما است.  

 


 فردریش نیچه :  آنچه برای یک نفر سزاوار است نمی توان گفت برای فرد دیگر هم سزاوار است. به عنوان مثال انکار نفس و افتادگی سزاوار یک فرمانده نیست و برایش فضیلت محسوب نمی شود. حکم یکسان صادر کردن برای همه غیر اخلاقی ست.


 فردریش نیچه :  کسانی که در خود احساس حقارت می کنند به دیگران رحم می کنند اما به دلیل غرورشان دم نمی زنند! یعنی درد می کشند و می خواهند با دیگران هم دردی کنند.کسانی که با دیگران همدردی می کنند به دلیل دردمند بودن خودشان است.

 فردریش نیچه :  لذت بیرحمی در دیدن رنج دیگران است اما فردی که بیرحم است این بیرحمی گریبانگیر خودش هم می شود و به ایشان نیز آزار خواهد  رسید.


 فردریش نیچه :  مرد خواهان حقیقت است اما زن  موجودی سحطی نگر می باشد.


 فردریش نیچه :  اختلاف طبقاتی  از ضروریات جامعه است چون عامل اشتیاق به پرورش حالت های والاتر کمیاب تر دورتر و عامل چیرگی بر نفس می شود.


 فردریش نیچه :  اجحاف نکردن و آسیب نرساندن به دیگران برای رسیدن به برابری اصل بنیادی جامعه است ولی این خواست نفی زندگی ست چون زندگی بهره کشیدن از دیگران است که ناتوان ترند.


 فردریش نیچه :  با رنج عمیق درونی آدمی از دیگران جدا می شود و والا می شود. انسان های آزاده دل شکسته و پر غرور خود را پنهان می کنند.


 فردریش نیچه :  پاکی نفس جدایی می آورد.


 فردریش نیچه :  دانستن و از مسئولیت فروگذار نکردن و آن را به دیگران محول نکردن از نشانه های والا بودن است.


 فردریش نیچه :  با دیگران بودن آلودگی می آورد.


 فردریش نیچه :  چهار فضیلتی انسان والا عبارت است از : دلیری ،درون بینی ، همدلی و تنهایی  که گرایش به آنها سبب پاکی می شود.


 فردریش نیچه :  آنچه والا بودن یک فرد را ثابت می کند کرده های او نیست چون بیخ و بن آنها معلوم نیست و معانی مختلف دارند بلکه ایمان اوست.


 فردریش نیچه :  فرد خلوت نشین می گوید که واقعیت در کتاب های نیست و فیلسوف آن را پنهان می کند. فرد والا از فهمیده شدن توسط دیگران در هراس است نه از بد فهمیده شدن چون می داند که کسانی که او را بفهمند به سرنوشت او یعنی رنج کشیدن در دنیا دچار خواهند شد.


 فردریش نیچه : عشق را فریبنده و ویرانگر است  نه نجات بخش.


 فردریش نیچه :  باید در تضادهای دوگانه شک کرد. از کجا معلوم که این تضادهای دوگانه اصلا وابسته به هم و یکی نباشند؟ در فلسفه معین ارزشی بیشتر از نامعین دارد همان طور که ارزش نمود کمتر از حقیقت است.


 فردریش نیچه :  نادرستی یک حکم باعث نمی شود که آن حکم را رد کنیم ، احکام نادرست برای زندگی بشری ضروری است و رد  کردن آنها را به معنای رد کردن زندگی است.


 فردریش نیچه :  آینده از آن کسانی است که به استقبالش می روند .


 فردریش نیچه :  بلند پروازی من آنست که در ده جمله چیزی را بگویم که کسی دیگر در یک کتاب می گوید .

 

 


سخنانی از فردوسی خردمند
[info]amirhamedani



1- دانایی توانایی به بار می آورد  ، و دانش دل کهن سالان را جوان می سازد .


2- گوش شنونده  همیشه در جست و جوی سخن خردمندانه و حکیمانه است .  


3- خرد برترین هدیه الهی است .


4- خرد و دانش مرد دانا در گفتار او هویداست .


5- کسی که خرد ندارد همواره از کرده های خویش پشیمان و در رنج است .


6- بی خردی اسارت بدنبال دارد .و خرد موجب آزادی و رهایی است .


7- خرد مانند چشم هستی و جان آدمی است و اگر آن نباشد چگونه جهان را به درستی خواهی گذراند .


8- اولین مرحله شناخت آفرینش همانا خرد است چشم و گوش و زبان سه نگهبان اویند که لاجرم هر چه نیکی و شر است از همین سه ریشه می گیرد .و افسوس که بدنبال کنندگان خرد اندکند باید که به سخن دانندگان راه جست و باید جهان را کاوش نمود و از هر کسی دانشی آموخت و یک دم را هم برای آموختن نباید از دست داد .


9- خداوند درهای هنر را بر روی دانایان دادگر گشوده است .


10- کسی به فرجام زندگی آگاه نیست ، خداوند هم نیازی به عبادت بنده ندارد .


11- دانش ارزش آن را دارد که به خاطر آن رنج ها بکشی .


12- به این زمین گرد که بسرعت می گردد بنگر که درمان  ما در آن است و درد ما نیز ، نگاه کن و ببین که نه گردش زمانه آن را می فرساید و نه رنج و بهبودی حال بشر آن را به آتش  می کشد ، نه آرام می شود  و نه همچون ما تباهی می پذیرد 


13- روح و روان  و دل جهان روشن است و زمین را بی دریغ روشن می سازد خورشید از خاور برخاسته بسوی باختر که مسیری درست و بی نظیر است ای آنکه همچون آفتاب لبریز از نور و خردی تو را چه شده است که بر من نمی تابی ؟!! .


14- چراغ مایه دفع تاریکی است ، بدی جوهر تاریکی در زندگی آدمی است ، که از آن دوری باید جست .


15- بی خردی  است، که بگویم  کسی بدی را بی بهانه (دلیل )انجام می دهد .


16- رنج منتهی به گنج را کسی خریدار نیست .


17- اگر برای انجام کاری بزرگ ، زمان نداری  .بهتر است بی درنگ آن را به دیگران بسپاری .


18- کتاب زندگی گذشتگان ، جان تاریک را روشنی می بخشد .


19- این جهان سراسر افسانه است جز نیکی و بدی چیزی باقی نیست .


20- فرمان ایزد به جهانداران داد و دهش است .


21- کسی که به آبادانی  می کوشد جهان از او به نیکی یاد می کند .


22- آنکه آفریننده و با فر است در این جهان رنج های بسیار خواهد خورد .


23- از بزرگان تنها رنجهاست که باقی می ماند .


24- جایگاه پرستش گران کوهستان است .


25- آزادگان را کاهلی ، بنده می سازد .


26- فرمانرویانی که گوش به فرمان مردم دارند در زندگی جز رامش و آوای نوش نخواهند شنید .


27- کسی که بر جایگاه خویش منم زد بخت از وی روی بر خواهد تافت


28- خسروی بزرگتر ، بندگی بیشتر می خواهد .


29- ابلیس مانند نیکخواهان پیش می آید ، ابتدا عهد و پیمان می گیرد ، سپس راز می گوید .


30- آنگاه که هنر خوار می گردد جادو ارجمند می شود .


31- دیوان که فرمانروا و دست دراز شدند سخن از نیکی را هم  باید مانند راز گفت .


32- جز مرگ را ، هیچ کسی از مادر نزاد .
 


سرآغاز
[info]amirhamedani


برای باز شدن مطالب هر بخش بر روی آنها کلیک کنید 

سخن بزرگان و حکیمان صفحه نخست
سخن بزرگان و حکیمان صفحه دوم
سخن بزرگان و حکیمان صفحه سوم
سخن بزرگان و حکیمان صفحه چهارم
سخن بزرگان و حکیمان صفحه پنجم
سخن بزرگان و حکیمان صفحه ششم
سخن بزرگان و حکیمان صفحه هفتم
سخن بزرگان و حکیمان صفحه هشتم
سخن بزرگان و حکیمان صفحه نهم
سخن بزرگان و حکیمان صفحه دهم
سخن بزرگان و حکیمان صفحه یازدهم
سخن بزرگان و حکیمان صفحه دوازدهم
سخن بزرگان و حکیمان صفحه سیزدهم
سخن بزرگان و حکیمان صفحه چهاردهم
سخن بزرگان و حکیمان صفحه پانزدهم
سخن بزرگان و حکیمان صفحه شانزدهم

 

 

سخن بزرگان و حکیمان صفحه نخست
[info]amirhamedani

سخن بزرگان و حکیمان صفحه دوم
[info]amirhamedani

سخن بزرگان و حکیمان صفحه سوم
[info]amirhamedani

سخن بزرگان و حکیمان صفحه چهارم
[info]amirhamedani


سخن بزرگان و حکیمان صفحه پنجم
[info]amirhamedani


سخن بزرگان و حکیمان صفحه ششم
[info]amirhamedani

سخن بزرگان و حکیمان صفحه هفتم
[info]amirhamedani




سخن بزرگان و حکیمان صفحه هشتم
[info]amirhamedani


سخن بزرگان و حکیمان صفحه نهم
[info]amirhamedani

سخن بزرگان و حکیمان صفحه دهم
[info]amirhamedani

سخن بزرگان و حکیمان صفحه یازدهم
[info]amirhamedani



سخن بزرگان و حکیمان صفحه دوازدهم
[info]amirhamedani

سخن بزرگان و حکیمان صفحه سیزدهم
[info]amirhamedani


سخن بزرگان و حکیمان صفحه چهاردهم
[info]amirhamedani

سخن بزرگان و حکیمان صفحه پانزدهم
[info]amirhamedani


Home